مسیر عبور و مرور یا دروازه ورودی در روستا و حتی در برخی شهرهای کوچک در شهر در قدیم اصلا مشابهتی به دروازه های امروزی نداشت و در سنام بخصوص تا همین کمتر از سی سال پیش حیاط بسیاری از خانه ها بخصوص فامیلهای نزدیک مشترک بود و تا حدودی با ساخت آغول و محل زندگی حیوانات و یا ترتیب یک باغچه برای کشت برخی محصولات با چپر چوبی و یا کل و پرچیم از هم تفکیک می شدند .
برای زمینهای زراعی نیز به همین منوال شرایط فرق می کرد که ما در ادامه توضیح خواهیم داد
پس لطفا با ما همراه باشید
در گذشته های دور پس از حصار اطراف زمین های کشاورزی و یا خانه ها، با سرِهم چیدن چوب و شاخه های درخت، قسمتی را برای ورود و خروج در نظر می گرفتند که به آن قَلت (ghalt) می گفتند. از این واژه در حال حاضر هم برای راه عبور و مرور انسان و گاهی برای بیان رفت و آمد حیوانات به باغ و زمینها استفاده می شود . یعنی این عبارت برای راه ایجاد شده در اثر رفت و آمد مداوم در یک مسیر خاص ایجاد شده اطلاق می شود . پس از آن (حتی در حال حاضر) اهالی اطراف زمین ها را با پرچین که یک سازه ی چوبی منظم و بادوام تر است، حصار می کردند.
در سنام قبل از این که دور زمین ها پرچین شود ، به لحاظ جنگلی بودن حاشیه ی زمین ها، اطراف آن ها را پَر می زدند (که یک اصطلاح مازندرانی است). یعنی در فاصله های معینی تیرهای چوبی بنام پاها paha یا پکا peka به موازات هم و با فاصله می کاشتند، سپس شاخه ها و خارها را در میان آن ها قرار می دادند تا شبیه دیواره ای از شاخه و خار شود.معمولا به این شاخه های تیغ دار (خاردار) تلی پر tali par می گفتند و با این روش بیشتر حاشیه بیشه زار و مراتع تعیین حدود می شدند تا زمینهای زراعی چراکه که امنیت در امان ماندن از عبور حیوانات وحشی مثل کراز و خی ها در حصار با پر بسیار پایین است .
اما پرهایی با شاخه درختان با چوب و سرشاخه دیواره محکمتری ایجاد می شود . این سازه کارایی بهتری داشت و بهتر جلوی ورود حیوانات وحشی به مزارع را می گرفت . با پَر زدن به نوعی محدوده ی زمین های اشخاص هم معین می شد. در این زمین ها در ابتدا از قَلت و سپس کَلِک برای ورودی زمین استفاده می شد.برای قلت هم یک بوته بزرگ گله (درختچه خاردار) از جنس درخت ولیک یا کندس یا ترش هلی استفاده می شد و موقع رفت و آمد برداشته و دوباره می گذاشتند که بعدها به چوکلک تغییر یافت و …

نمونه ی ساده از کلک چوبی که در ورودی خانه ها نصب شده اند
رفته رفته سازه ای چوبی به نام کَلِک (چو کَلِک) جای قلت را گرفت. در جایی که کَلِک ساخته می شد، پرچین مقاوم تر بود و از روی هم گذاشتن چوب های کلفت تر، بین شیار ایجاد شده توسط ستون های کاشته شده با موازات هم در دو انتهای آن (که به آن ها پاها = پایه ها می گویند) ساخته می شد.
برای عبور و مرور از یک طرف این دیواره به سمت دیگر آن چوبی قطور که در تنه ی آن برش هایی به صورت پله ایجاد شده را به صورت مایل در کنار آن محکم می کردند. چوبی که در سمت داخلی زمین قرار می گیرد در خلاف جهت چوب بیرونی است، تا رفت و آمد راحت تر صورت گیرد.
این ساختار در ورودی منازل از دو پایه ی قوی و قطور که در داخل شیار های آن چند الوار استوانه ای قرار داشت را شامل می شد . اما کَلِک سر باغ ها و زمین ها اندکی نامرتب تر و ضعیف تر بود . این ساختار دروازه ی ورودی خانه های روستایی سنام هم بود.البته کلک موقتی که در روز چند تای بالایی را برمی داشتند و گاهی کلک دایمی در حیاط منازل وجود داشت .اصطلاح کلک تک هنوز یادآور کودکی ماست که مادر سفارش اکید می کرد که از کلک تک دور تر نشویم و این بدان معنا بود که کلک تک آغاز معبر مشترک با کوچه پر رفت و آمد با حیاط منزل بود .

نمونه ی ساده از لوش چوبی یک طرفه هستند که در ورودی منزل حاج علیرضا آهنگری و برخی باغ ها و زمین های کشاورزی نصب شده اند
سازه ی دیگر لُش (لوش (losh )بود. لوش در واقع نوعی دروازه ی چوبی است که از قطعات چوب تراش داده شده با تبر که به صورت تخته در آمده و یا تخته های اره بری شده است که به صورت مربعی روی هم قرار گرفته و میخ می شوند . لوش به صورت لولایی باز و بسته می شود و عبور و مرور را تسهیل می کند.
در دو طرف لوش ستون های قوی در زمین کاشته می شود تا آن را نگهدارد . لوش در زمین هایی که دورشان پرچین بود کاربرد پیدا کرد.لش در حیاط هر منزل و خانه سرایی تا همین چند سال پیش هم وجود داشت .
در سنام عبور و مرور حتی یک منطقه یا یک ایش بزرگ با لش باز بسته می شد مثلا در دین سر با لشی بزرگ عبور و مرور ممکن می شود .
نصب لش در یک آیش باعث اسمگذاری آن منطقه زمینها هم می شود که با نام لش تک و لش پیش هم مورد خطاب قرار می گیرد و …
هنوز هم در زمین هایی با حصار پرچینی، توری فلزی و … لوش کاربرد خودش را حفظ کرده است.
ورودی خانه ها، با تغییر نوع معماری و استفاده از چوب و الوار و آجر و سنگ و … ، از لوش های ساده به لوش های بزرگ چوبی با سر دری تغییر یافتند که به آنها دروازه های چوبی می گفتند و بدین طریق اصطلاح دروازه نیز به ادبیات زبانی محل افزوده شد .

سردری های چوبی به عنوان دروازه ی منزل محسوب می شد. این لوش ها اغلب دارای دو لنگه (در زبان محلی = دِ شِکه) بودند که به دو طرف باز و بسته می شدند.البته تعداد کمی از خانه ها برای خود سردری ساختند که یکی از آنها منزل مصیب اهنگری دارای سردری مناسب با دروازه چوبی بود .
در دو طرف این دروازه های چوبی دیوار می شد و بالای سر آن کوم (سقف) می گذاشتند تا هم محلی برای وسایل نقیله مانند تیلر کشاورزی و تراکتور و نیز محل ذخیره کوره هیمه یا چوب هیزم برای بخاری خانگی باشد.
در روستای مان همه ی خانه ها سر دری نداشت. متاسفانه بقایای اندکی از این نوع سازه ها باقی مانده است. پس از دروازه های چوبی، درب های فلزی لولایی که در انواع مختلف متداول شده ، کاربرد پیدا کرد.اکنون بیشتر منازل دروازه فلزی با دیوار بلوکی دارند و حیاط همه منازل از همدیگر کاملا تفکیک و چدا می باشد .

نوعی درب فلزی



دروازه چوبی و سردری منزل مرحوم علیجان پاسکی خدابیامرز که یادآور خاطرات بسیار زیادی از دوران کودکی ما سنامی هاست

لوش فلزی با پوشش حلبی ورودی حیاط منزل خدابیامرز اقای تقی عبدی و …
برچسب:
نویسنده: متین شاکری